اصل بازبودن یا Openness به معنای حذف موانع دسترسی به دانش، دادهها و محتواها در حوزههای فیزیکی و دیجیتال است.
این مفهوم در دهههای اخیر توسط جنبشهای مختلفی ترویج شده و منجر به تغییرات فرهنگی عمیقی در نهادها شده است.
پژوهشها نشان میدهند که میزان بازبودن بسته به بافت و حوزه تخصصی متفاوت است.
بازبودن شامل دسترسی آزاد به متون علمی، دادههای عمومی، و منابع آموزشی باز میشود.
هدف اصلی آن افزایش شفافیت، دسترسی و مشارکت عمومی و تخصصی است.
مدلهای شناختهشده آن شامل دسترسی آزاد (Open Access)، دادههای باز (Open Data) و علم باز (Open Science) هستند.
متن خبر
شرح خبر
جنبش بازبودن (Openness) در دهههای اخیر باعث شده بسیاری از نهادهای دانشمحور و فرآیندهای مبتنی بر دانش درهای خود را به روی عموم باز کنند.
اما بازبودن دقیقاً به چه معناست و چه اهدافی را دنبال میکند؟
پژوهشی در سال ۲۰۲۲ با همکاری مؤسسه اینترنت و جامعه الکساندر فون هومبولت نشان داد که «نوع و میزان بازبودن» بسته به بافت و حوزه تخصصی تفاوتهای قابل توجهی دارد.
بازبودن به معنای حذف موانع دسترسی به محتواها، چه در حوزه فیزیکی و چه دیجیتال، است.
این موانع میتوانند اداری، حقوقی، مالی، فنی یا اجتماعی باشند.
نهادهایی مانند کتابخانهها، موزهها، دولتها و سازمانهای غیردولتی با پذیرش این اصل، دسترسی آزاد به دانش، دادهها و محتواها را تسهیل میکنند.
این صفحه خلاصه و تحلیل فارسی خبر را نمایش میدهد. نسخه کامل/اصلی از طریق لینک منبع در دسترس است.
تحلیل تحریریه
ابعاد مهم خبر
چرا مهم است؟
اصل بازبودن نقش کلیدی در دموکراتیزه کردن دسترسی به دانش و اطلاعات دارد و میتواند باعث افزایش نوآوری، شفافیت و همکاری در سطح جهانی شود.
این مفهوم با حذف موانع حقوقی، مالی و فنی، امکان مشارکت گستردهتر جامعه را در فرآیندهای علمی و فرهنگی فراهم میکند.
علاوه بر این، بازبودن میتواند به کاهش نابرابریهای اطلاعاتی و تقویت عدالت اجتماعی کمک کند.
اثر کسبوکاری
بازبودن میتواند برای کسبوکارها فرصتهای جدیدی در زمینه نوآوری باز، همکاری با جامعه و دسترسی به دادهها و منابع آزاد ایجاد کند.
شرکتها میتوانند از دادههای باز برای توسعه محصولات و خدمات جدید استفاده کنند.
با این حال، چالشهایی مانند حفاظت از مالکیت فکری و مدلهای تجاری پایدار نیز وجود دارد.
اثر احتمالی برای ایران
در ایران، پذیرش اصول بازبودن میتواند به بهبود دسترسی پژوهشگران و دانشجویان به منابع علمی و فرهنگی کمک کند.
با این حال، موانع حقوقی، فنی و سیاسی ممکن است اجرای کامل این اصول را با چالش مواجه کند.
نهادهای علمی و فرهنگی ایرانی میتوانند با استفاده از مدلهای باز، همکاریهای بینالمللی را تقویت کنند.
ارتباط با LegalTech
بازبودن تأثیرات قابل توجهی بر قوانین مالکیت فکری، حریم خصوصی و دسترسی به دادهها دارد.
استفاده از مجوزهای باز مانند کرییتیو کامنز میتواند چالشهای حقوقی جدیدی را ایجاد کند.
همچنین، نیاز به تنظیم قوانین جدید برای حمایت از دسترسی آزاد و استفاده مجدد از دادهها و محتواها وجود دارد.